توهمات ابدی

به کاریکاتورها فقط نخندید!

توهمات ابدی

به کاریکاتورها فقط نخندید!

بسته فیلم کوتاه پرسونا

بسته فیلم های کوتاه پرسونا شامل شش فیلم کوتاه با مضامین متفاوت است. این مجموعه نقد، حاصل تماشای شش فیلم کوتاه مستقل است که هرکدام از جهان، مسئله و منطق روایی خاص خود می آیند. این فیلم ها نه یک جریان مشخص را نمایندگی می کنند و نه لزوما در پی گفت وگویی مستقیم با یکدیگرند. آنچه آن ها را کنار هم قرار می دهد، نه اشتراک مضمونی یا فرمی، بلکه صرفا هم زمانی تماشای آن ها و امکان خوانده شدنشان در یک متن انتقادی واحد است.

 در این نوشته تلاش شده هر فیلم بر اساس منطق درونی خودش خوانده شود؛ بدون تحمیل معنای بیرونی یا ساختن پیوندهایی که در خود اثر وجود ندارند. برخی از این فیلم ها بر فضا و تصویر تکیه دارند، برخی بر ایده و تمثیل، برخی بر نقد ساختارها و برخی بر تجربه های شخصی و عاطفی. کیفیت ها، ضعف ها و دستاوردهایشان نیز به همان اندازه متنوع است.

   

ادامه مطلب ...

نقد فصل اول سریال True Detective

فصل اول سریال True Detective از آن دست آثاری است که شروعی درخشان، ساختاری خلاقانه و فضاسازی جذاب دارد. اما هرچه به پایان نزدیک می شود، از همان کیفیت اولیه فاصله می گیرد. سریال تا قسمت ششم، با استفاده از روایت غیرخطی، بازجویی های زمان حال و بازگشت های مکرر به گذشته، موفق می شود تعلیقی موثر و ریتمی تند ایجاد کند. تعلیقی که نه بر پایه ی اکشن، بلکه بر مبنای تردید، ابهام و شک به روایت شخصیت ها شکل می گیرد. در این بخش ها، مخاطب با اثری مواجه است که به هوش او اعتماد دارد و به جای ارائه پاسخ های صریح، پرسش های جدی مطرح می کند.

اما از جایی به بعد، سریال به تدریج مسیر خود را تغییر می دهد. در دو قسمت پایانی، ریتم روایت به طور محسوسی کاهش می یابد و به جای پیشبرد دراماتیک داستان، شاهد طرح مفاهیم و مضامینی هستیم که بیش از آن که از دل روایت بیرون آمده باشند، حالتی شعاری، اغراق آمیز و غیرواقعی پیدا می کنند. ابهامی که تا پیش از این نقطه قوت سریال بود، جای خود را به توضیح، پیام پردازی و جمع بندی های اخلاقی شعاری می دهد. جمع بندی هایی که نه تنها با فضای واقع گرایانه ابتدایی اثر هم خوان نیستند، بلکه باعث تضعیف تاثیر کلی سریال نیز می شوند.

در نتیجه، True Detective نمونه ی قابل توجهی از اثری است که با فرمی خلاق و روایتی جسورانه آغاز می شود، اما در پایان، به جای پایبندی به منطق درونی خود، به سمت ساده سازی، نمادپردازی افراطی و تحمیل معنا حرکت می کند. مسیری که در نهایت، قدرت و صداقت روایت را زیر سوال می برد.

  

ادامه مطلب ...

دیوآب؛ اسطوره‌ی مدرن خشکسالی

نمایش «دیوآب»، فراتر از یک اجرای صرفا فیزیکال، به مثابه یک فرایند آگاهانه در بازآفرینی و نقد اسطوره‌های بنیادین عمل می‌کند. نقطه قوت کلیدی این اثر، نه در تقلید صرف، بلکه در مهندسی خلاقانه یک اسطوره جدید است که با منابع کهن گره خورده است. در تحلیل‌هایی که اغلب بر جنبه‌های فرمال تمرکز دارند، این نقد تلاش می‌کند تا بر استراتژی اسطوره‌سازی درون نمایش متمرکز شود و نشان دهد چگونه نویسنده و کارگردان، مفاهیم کهن را به مثابه بستری برای طرح مسائل مدرن (قهرمان‌زدایی و جنسیت) به کار گرفته‌اند. در بین اسطوره های کهن اسطوره هایی هستند که می‌توانند با دیوآب ارتباط بگیرند. نزدیک ترین اسطوره ی ایرانی،  اسطوره ی اوستایی «تیشتر و اپوش» است که به مفهوم دیوآب نزدیک می شود. در این نوشتار سعی می شود از طریق مقایسه اسطوره کهن با اسطوره مدرن ارتباطات اساطیری و معنایی آن واکاوی شود.

  ادامه مطلب ...

مرگ یک تراژدی: چگونه «Back to Black» خودکشی می‌کند؟

نمایش Back to Black ساخته سجاد افشاریان با شجاعتی عجیب و غیر قابل هضم به سراغ یکی از سخت‌ترین و انسانی‌ترین موضوعات ممکن رفته است: تجربه تنهایی مطلق و شکنجه خاموش در زندان انفرادی. این اثر با انتخاب فضایی کاملا مینیمال (متشکل از تنها یک مستطیل سفید بر کف بلک باکس و یک چهارپایه) قصد دارد تمام توجه مخاطب را بر وضعیت روانی «علی»، زندانی سیاسی (با بازی سجاد افشاریان) متمرکز کند. کارگردان با حذف بازیگران فیزیکی و استفاده از تنها یک بازیگر اصلی و تبدیل شخصیت‌های کلیدی زندگی علی (سرمه، همسرش، و حیدر، رفیقش) به صداهایی که از پس صحنه شنیده می‌شوند، قصد دارد جهان درون ذهن قهرمان داستان را به نمایش بگذارد؛ جهانی که تنها از خاطرات و گفت‌وگوهای بین شخصیت ها  تشکیل شده است.  

ادامه مطلب ...

برنامه ریزی برای یک آشوب؛ نقد تئاتر «قتل آقای هاورشام»

اگر هنر تئاتر را از زاویه «نمایش در نمایش» و کمدی فیزیکی تماشا کنید، هاله‌ای از طنز و تعلیق پدیدار می‌شود که در دوباره‌سازی فراز غلامی از The Play That Goes Wrong و با حضور احمد صمیمی، به صحنه‌ای تازه بدل شده است. قتل آقای هاورشام نه تنها نسخه‌ای دقیق از نمایش مشهور جاناتان سیر است، بلکه با زبان و فضای فارسی و ریتمی تند، به تجربه‌ای متمایز در تئاتر ایران تبدیل شده است. این نقد سعی دارد با نگاهی جدید به تحلیلی با محوریت وفاداری و خلق نظمی نوین در بی‌نظمی، به بافت این اثر بپردازد.

  
ادامه مطلب ...

کارزار گمگشتگی انسان: نقدی بر تئاتر «بر زمین می‌زندش» ساخته علی شمس

تئاتر “بر زمین می‌زندش” به کارگردانی علی شمس، نه فقط یک اجرای نمایشی، که یک تجربه فلسفی و حسی عمیق است که مخاطب را به مرزهای واقعیت و خیال، تاریخ و اکنون، و زندگی و مرگ می‌کشاند. این اثر با بهره‌گیری از زبانی سوررئال و نمادین، روایتی چندلایه از سفر انسان در زمان و مکان ارائه می‌دهد. سفری که در نهایت به پرسش‌هایی بنیادین درباره معنایابی، تقدیر و محدودیت‌های بشری منجر می‌شود. کارگردان با جسارت هنری قابل تحسین، فضایی خلق کرده که در آن دکور متحرک و چرخان، تبدیل به نمادی از جهان گذران و قوانین گریزناپذیر هستی می شود. استعاره‌ای بزرگ از شرایط انسانی و تلاش انسان برای یافتن معنا، تکیه‌گاه و هویت در جهانی است که مدام در حال چرخش و تغییر است.

 

ادامه مطلب ...

هفت‌خوان مبارک: وقتی غلام سیاه، رستمی کودکانه می‌شود!

نقد تئاتر هفت خوان کودکان

ساخته حسین مزینانی


تئاتر کودک، جهانی است پر از رنگ، حرکت و تخیل؛ جایی که قصه‌های کهن می‌توانند با نگاهی نو و کودکانه جان بگیرند و مفاهیم عمیق را در قالب بازی و شادی به مخاطبان کوچک خود منتقل کنند. نمایشی که امروز به نقد آن می‌پردازیم، با جسارتی خلاقانه، دو دنیای به ظاهر دور از هم را به هم پیوند زده است: سیاه‌بازی شاد و طناز ایرانی و حماسه ی سترگ هفت‌خوان رستم. 

 

ادامه مطلب ...

پیر پسر؛ ضحاکی حقیر یا رستمی بازنده؟

نقد فیلم «پیرپسر»

ساخته اکتای براهنی


فیلم «پیر پسر» نگاه بسیار ظریفی به اسطوره ها دارد. با الهام از اسطوره‌های کهن شاهنامه، به ویژه داستان‌های رستم و سهراب و ضحاک، روایتی مدرن از فروپاشی روابط انسانی تحت سایه شکاکیت فلسفی ارائه می‌دهد. در مطلبی دیگر نقدی از نگاه اسطوره ضحاک برای فیلم ارائه شده است (*). اینبار سعی می شود از فیلم پیر پسر با نگاهی نمادین به اسطوره رستم و سهراب، مفاهیمی چون یقین ویرانگر و فلج اراده، در قالب «شکاکیت فلسفی» بازسازی شود. در این نقد، با تمرکز بر شکاکیت به عنوان محور تحلیل، به بررسی تطبیقی شخصیت‌های فیلم با اسطوره‌های شاهنامه می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که چگونه بی‌اعتمادی به شناخت، سرنوشت تراژیک شخصیت‌ها را رقم می زند. از مرداسِ فروافتاده در چاه تا هجیرِ فلج‌شده پس از فاجعه، و از رستمِ پسرکش تا غلامِ حقیرِ شک‌زده.

پیش از هر چیز عنوان می شود که نقدها و تحلیل های بسیاری بر اشعار فردوسی شده است. اما شاید کمتر نقدی از جنبه های مدرنیسم و دیدگاه های مدرن به این دیوان اشعار پرداخته باشد. در این مطلب «شکاکیت فلسفی» به عنوان یک مقوله مدرن در شاهنامه تحلیل شده و ارتباط آن با فیلم پیر پسر مورد بررسی قرار گرفته است.

 

ادامه مطلب ...

انتقام ناتمام؛ روایتی از زنی که هرگز پیروز نشد: نقد فیلم «زن و بچه» ساخته سعید روستایی

«زن و بچه» تصویری بی‌رحم از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که زنان را در چرخه‌ای از خیانت، تحقیر و ناتوانی اسیر کرده است. این فیلم نه تنها یک تراژدی ، بلکه اتهام‌نامه‌ای است علیه جامعه‌ای که زنان را در موقعیتی قرار می دهد که هر انتخابی اعم از مقاومت یا تسلیم، به رنجی بی‌پایان برای آنها ختم می‌شود. هرگونه تلاش برای مقابله با سیستم مردسالار، به شکست می‌انجامد، زیرا ساختارهای اجتماعی، قانونی و حتی خانوادگی، همگی در خدمت حفظ قدرت مردان‌اند.

در دنیای اسطوره‌ها، «مده‌آ» زنی است که با کشتن فرزندانش و نابودی معشوق خیانتکار، انتقامی هولناک می‌گیرد. در این نقد، به بررسی این پرسش می‌پردازیم که چرا مهناز (پریناز ایزدیار)، به عنوان مده‌آیی ایرانی، محکوم به شکست است؟

 

ادامه مطلب ...

چه می بینید؟ قرمز... نقد تئاتر «قرمز» ساخته مهرداد قیومی

«قرمز» نمایشی که به زندگی و ذهنیت مارک روتکو، نقاش اکسپرسیونیست انتزاعی مشهور آمریکایی، می‌پردازد. نمایش در استودیوی روتکو در نیویورک می‌گذرد، جایی که او مشغول خلق مجموعه‌ای از نقاشی‌های دیواری برای رستوران گران‌قیمت «فور سیزنز» است. روتکو، هنرمندی پرخاشگر، خودشیفته و عمیقاً فلسفی، «کن»، دستیار جوان و تازه‌کارش را به کار می‌گیرد. رابطه این دو، از یک همکاری ساده به مجادله‌ای هنری، فلسفی و نسل‌به‌نسلی تبدیل می‌شود.

نمایشنامه عامه پسند نیست. حوصله ی مخاطبان عام تئاتر را سر می برد. متن یک بیانیه در تاریخ و فلسفه هنر است. هنر چیست؟ هنر برای کیست؟ نقش هنرمند در جامعه چیست؟ رابطه هنر و پول چیست؟ و انواع سوالاتی که در موضوع هنر مطرح می شود. نه‌تنها زیست‌نامه‌ای دراماتیک، بلکه منظومه‌ای فلسفی درباره ذات هنر است. درک تراژدی در این نمایش سخت است. درک روتکو و دغدغه هایش و مرگ او سخت است. باید درگیر مسائل هنری، زیبایی شناسی و فلسفه هنر باشید تا بتوانید با شخصیت روتکو ارتباط برقرار کنید و از مرگ او متاثر شوید. چون مرگ روتکو در این نمایشنامه یک مرگ عادی نیست. حتی مرگ یک انسان نیست. بلکه مرگ یک تز و تئوری، مرگ یک دنیای پرشور و عمیق فلسفی است. بنابراین اگر با مفاهیم فلسفی هیجان زده نمی شوید مخاطب این تئاتر نیستید و بهتر است وقت خود را تلف نکنید. نه اینکه این تئاتر نسبت به اجراهای دیگر برتری داشته باشد. این اجرا متاثر از نمایشنامه، و این نمایشنامه متاثر از آثار مارک روتکو مخاطبان خاص خودش را داد.

 

ادامه مطلب ...